
دیشب بعد از آپلود وبلاگ هر کاری کردم خوابم نبرد
به ناچار وارد پوشه فیلم ها توی هاردم شدمو به دنبال فیلمی که تا حالا ندیده بودم .بعد از چند دقیقه گشت و گذار فیلم آقا و خانم اسمیت (لینک 2)رو دیدم که بار ها قصد دیدنشو کرده بودم اما ...
حکایت منم حکایت اون جوکه هست که طرفو میبرن جهنم و برای مجازاتش دستور استفاده از قیرداغو میدن ولی یه بار قیر نبود یه بار مسئولش یه بار ...
چندین بار خواستم این فیلم رو ببینم ولی یه دفعه کفیت پرده بود یه بار سی دی مشکل داشت یه بار زبون اصلی بود یه بار زیرنویسش مچ نبود خلاصه نشده بود که این فلیم رو ببینم. چند وقتی هم بود که فیلم و از بیژن گرفته بودم اما یه طورایی به خاطر بیشینه ای که داشت اصلا رغبت نمیکردم نگاش کنم . تا دیشب .
فیلم همون اول که شروع میشه آدمو سریع یاد (آتش بس) میندازه . همون جنگ و جدال ها و همون شاخوشونه کشیدن ها ، اما این بار به سبک هالیوود و فیلم های اکشن و پرخرج آمریکایی.در کل فیلم جذاب و جالبی بود و بازی برد پیت و آنجلینا جولی هم حرف نداشت. جالب اینجاست که این فیلم حاشیه های خیلی زیادی هم داشت که مهمترین اونها ازدواج برد و جولی بود.
ظهر ساعت 11 بیدار شدم بعد از کمی سر و کله زدن با کتاب ها موقع صرف نهار بود که سورپرایز شدم ...
بله ... ماکارونی ... غذایی مورد علاقه من ... این بار با مارک (زر ماکارون) واقعا عالیه ، حرف نداره ، مخصوصا اگه دستپخت مامان هم باشه.
.
.
چند روزیه خیلی میخوابم ، مخصوصا ظهرها.(چه کار کنیم دیگه ، فعلا بیکاریم)
بعد از ظهری عمه شیرین از شهرستان اومده بود. وقت دکتر داشت.این بیچاره هم سالی 12 ماه تو مطب دکتر دندون پزشکه .
شب پیشمون نموند ، عمویینا اومدن دنبالشو بردنش .
بعد از شام موقع چایی بحث معتاد هایی شد که کراک و قرص و شیشه میکشن.
اتفاق هایی که براشون میوفته واقعا وحشتناکه.
اواخر شب ، نحوه اتصال به اینترنتو به بابا یاد دادم.خوب گوش میکنه ، خیلی هم علاقه داره اما بیچاره اینقدر گرفتاری داره که...
پنج شنبه 4 بهمن ماه 1386
به ناچار وارد پوشه فیلم ها توی هاردم شدمو به دنبال فیلمی که تا حالا ندیده بودم .بعد از چند دقیقه گشت و گذار فیلم آقا و خانم اسمیت (لینک 2)رو دیدم که بار ها قصد دیدنشو کرده بودم اما ...
حکایت منم حکایت اون جوکه هست که طرفو میبرن جهنم و برای مجازاتش دستور استفاده از قیرداغو میدن ولی یه بار قیر نبود یه بار مسئولش یه بار ...
چندین بار خواستم این فیلم رو ببینم ولی یه دفعه کفیت پرده بود یه بار سی دی مشکل داشت یه بار زبون اصلی بود یه بار زیرنویسش مچ نبود خلاصه نشده بود که این فلیم رو ببینم. چند وقتی هم بود که فیلم و از بیژن گرفته بودم اما یه طورایی به خاطر بیشینه ای که داشت اصلا رغبت نمیکردم نگاش کنم . تا دیشب .
فیلم همون اول که شروع میشه آدمو سریع یاد (آتش بس) میندازه . همون جنگ و جدال ها و همون شاخوشونه کشیدن ها ، اما این بار به سبک هالیوود و فیلم های اکشن و پرخرج آمریکایی.در کل فیلم جذاب و جالبی بود و بازی برد پیت و آنجلینا جولی هم حرف نداشت. جالب اینجاست که این فیلم حاشیه های خیلی زیادی هم داشت که مهمترین اونها ازدواج برد و جولی بود.
ظهر ساعت 11 بیدار شدم بعد از کمی سر و کله زدن با کتاب ها موقع صرف نهار بود که سورپرایز شدم ...
بله ... ماکارونی ... غذایی مورد علاقه من ... این بار با مارک (زر ماکارون) واقعا عالیه ، حرف نداره ، مخصوصا اگه دستپخت مامان هم باشه.
.
.
چند روزیه خیلی میخوابم ، مخصوصا ظهرها.(چه کار کنیم دیگه ، فعلا بیکاریم)
بعد از ظهری عمه شیرین از شهرستان اومده بود. وقت دکتر داشت.این بیچاره هم سالی 12 ماه تو مطب دکتر دندون پزشکه .
شب پیشمون نموند ، عمویینا اومدن دنبالشو بردنش .
بعد از شام موقع چایی بحث معتاد هایی شد که کراک و قرص و شیشه میکشن.
اتفاق هایی که براشون میوفته واقعا وحشتناکه.
اواخر شب ، نحوه اتصال به اینترنتو به بابا یاد دادم.خوب گوش میکنه ، خیلی هم علاقه داره اما بیچاره اینقدر گرفتاری داره که...
پنج شنبه 4 بهمن ماه 1386












0 نظرات:
ارسال یک نظر